قهوه بنوشید

یک لیوان قهوه می خوای ؟ خیلی خوبه

بشین برات می خوام یک داستان بگم 🙂

من از بچگی گیک بودم  . توی 8 سالگیم بود که اولین کامپیوتر خونگی  رو تو زندگیم می دیدم و روز اول عاشقتش شدم . تقریبا هر بلایی بود به سرش اوردم ( 3 بار سوختن سیستم توی 2سال به نظرم یکی از رکورد های من بود ) .

ولی بیشتر از هرچیزی توی کامپیوتر عاشق بازی بودم ، قبلا اینکه PC بخرم سگا بازی می کردم ، شروع برنامه نویسی منم از همینجا شروع شد . من می خواستم بازی بسازم بیشتر از هر چیزی .

من می خوام بازی بسازم

god father game

اولین بازی که روی pc بازی کردم 🙂

برای رسیدن به این هدف اولین کاری ک کردم یک کتاب کلیدی خریدم که ساخت بازی  با گیم میکر یاد می داد ، وقتی شروع کردم به یادگیری به مشکل بزرگی برخوردم این بود که نمی فهمیدم اسکریپت هایی که می گفت چیه !! بن بست بدی بود برای من ، دوباره با یک سی دی آموزشی شروع کردم (یادم نیست با چه برنامه ای بود ولی خیلی خفن بود ) ولی بازم به همون مشکل خوردم !! اسکریپت نویسی رو نمی فهمیدم !

این داستان کد نویسی برام واقعا داشت به یک مشکل غیر قابل حل تبدیل می شد و برای من این اصلا قابل قبول نبود

چون من همه چیز این سیستم رو می فهمیدم ، همیشه حس می کردم همه چیز کامپیوتر رو بلدم یا  می تونم یاد بگیریم

یک مدتی بخیال این داستان بازی سازی شدم و دوباره نشستم به بلاگ نویسی ، تا یک روزی  توی یک سایت در مورد سی پلاس پلاس و یادگیری اون خوندم و ماجرا از اینجا شروع شد!!!

یادگیری++C

برنامه نویسی سی پلاس پلاس

یاد گرفتن سی پلاس پلاس واقعا سخت بود(البته حق بدید 15 سالم بود ) یاد گیری سی پلاس پلاس رو با یک نسخه کپی دایتل شروع کردم ، بعد از مدرسه کارم شده بود کد زدن و کد  زدن و جواب ندادن و دوباره امتحان کردن ، یاد گیری برنامه نویسی برام مثل یک بازی سخت بود که برای بردن خیلی باید تلاش می کردم  با سی پلاس پلاس بازی های کوچیکی ساختم  مثل سنگ کاغذ قیچی و پینگ پونگ

یکی از اولین برنامه هایی ک نوشتم این بود که یک فایل ورد رو از روی سیستم مدرسه کپی می کرد روی یک سرور

من برنامه نویسی را به خاطر بازی سازی یاد گرفتم ولی عاشق برنامه نویسی شدم

برنامه نویسی و این عشق به برنامه نویسی باعث شد ، دنبال زبان های دیگه و تکنولوژی های دیگه برنامه نویسی برم و به کمک دانلود دوره های Udemy و lynda  زبان های برنامه نویسی بیشتری یاد بگیرم ( عموما روی یک زبان متمرکز نمی تونستم بشم چون خیلی کنجکاو بودم و دوست داشتم همه چیز رو یاد بگیرم )

بهترین حسی که اون موقع تجربه می کردم ، حس خلق کردن بودن

حس اینکه می تونم چیزی رو خلق کنم که مال خودمه و خودم خالقشم ، حس خدا بودن بهم می داد و واقعا لذت بخش بود

دانشگاه : هیچ عشقی عشق اول نمیشه

یونیتی

دانشگاه شاید مهم ترین بخش زندگی من باشه چه از نظرحرفه ، چه شخصی ( حدالقل تا الان )

برای  دانشگاه رشته مهندسی کامپیوتر قبول شدم  و تنها علت رفتن به این رشته ارضا کردن خواسته قلبیم برای یادگیری بیشتربود

ترم اول دانشگاه ، درس مبانی کامپیوتر به ما سی یاد دادن و برای من خیلی فان و لذت بخش بود و یکی از اولین تجربه های تدریسم ترم اول دانشگاه با یاد دادن برنامه نویسی به بقیه دانشجو ها رقم کرد

توی دانشگاه با کارآفرینی اشنا شدم و چندین و چند بار شکست خوردم برای ساختن استارت آپ خودم .

ولی هیج عشقی ، عشقی اول نمیشه ! توی  دانشگاه یکی از اقوام دوستام برنامه نویس بازی بود و با یونیتی بازی می ساخت

از ته دل می خواستم جای اون باشم ، دو باره فکر بازی سازی از سرم نمی افتاد . دوباره شروع کردم ، که یاد بگیرم بازی سازی

رو و این دفعه شد و اولین بازی خودم رو ساختم !

بازی سازی با یونتی رو یاد گرفتم  و یاد دادم  ، بازی ساختم و الان هم بیناگذار یک استدیو بازی هستم .

و این بود داستان من

امیرحسین علیشاهیان

این شروع داستان من بود و بقیه ماجراهام را داخل اینستاگرام براتون به اشتراک می ذارم، یادگیری برنامه نویسی و طراحی بازی وساخت بازی و چیزای جالب دیگه که حس کنم ممکنه به درد شما بخوره

قصد دارم یادگیری ماشین رو با یونیتی یاد بگیرم و مهارت کسب و کار وطرا حی  بازیم رو قوی تر کنم

و یادگیری طراحی وبم رو که تا یک جایی رفته بودم ول کردم رو دوباره شروع کنم

من یاد دادن برنامه نویسی رو به اندازه خود برنامه نویسی کردن دوست دارم و  اگر می تونم بهت کمک کنم برای یاد گیری برنامه نویسی ، خجالت نکش ، شک نکن ،حتما بهم پیام بده =)